1. سعدی
- «چو رسی به کوه سینا اَرَنی مگو و بگذر
که نیرزد این تمنا به جواب لَن ترانی»
👉 نگاه عقلانی: انسان باید محدودیت خود را بشناسد و تمنای دیدار جسمانی خدا نکند.
—
2. منسوب به حافظ
- «چو رسی به طور سینا اَرَنی بگو و بگذر
تو صدای دوست بشنو نه جواب لَن ترانی»
👉 نگاه عاشقانه: مهم شنیدن صدای محبوب است، نه پاسخ عقلانی.
—
3. منسوب به مولوی
- «اَرَنی کسی بگوید که تو را ندیده باشد
تو که با منی همیشه چه تری چه لَن ترانی»
👉 نگاه عارفانه: خداوند همیشه حاضر است؛ دیدار بیرونی بیمعناست.
—
4. عطار نیشابوری
- «گویم اَرَنی و زار گویم
ترسم ز جواب لَن ترانی»
👉 نگاه عاشقانه-عارفانه: تمنای دیدار با بیمِ ناتوانی انسان همراه است.
—
5. علامه طباطبایی (منسوب)
- «سحر آمدم به کویت که ببینمت نهانی
اَرَنی نگفته گفتی دوهزار لَن ترانی»
👉 نگاه فلسفی-تفسیری: تجلی خداوند بینیاز از درخواست انسان است.
—
6. مولوی (بیت دیگر)
- «به فلک برآ چو عیسی اَرَنی بگو چو موسی
که خدا تو را نگوید که خموش لَن ترانی»
—
7.شاعر گمنام
چو رسی به طور سینا ارنی بگو و مگذر
چه خوشست از او جوابی چه “تری” چه ” لن ترانی”

موضوعات: بدون موضوع
[سه شنبه 1404-10-30] [ 08:18:00 ق.ظ ]