«میگویند وقتی زهرا از خانه بیرون میآمد، چادرش زمین را جارو میکرد…
نه از فقر پارچه؛
از شدت حیا.
اما همان چادر روزی خاکی شد…
روزی پاره شد…
روزی آتشدیده شد…
میگویند بعد از آن حادثه، چادر زهرا را هیچکس نشناخت،
اما وقتی علی (ع) آن را دید،
صورتش را روی همان چادر گذاشت و با صدایی گرفته گفت:
زهرا… با همین چادر برای من جنگیدی؟
ـ#شعر

موضوعات: بدون موضوع
[دوشنبه 1404-09-03] [ 06:19:00 ب.ظ ]