به پاسداشت مدافعان و شهدای امنیت

شغل: بیداری… مکانش را نمی‌داند کسی
ساعت کاری: زمانش را نمی‌داند کسی

شهر: ایران! سابقه: ایثار! تحصیلات: عشق!
سن او: پیر و جوانش را نمی‌داند کسی

نام: بی‌نامی! هنر: اخلاص! شهرت: بی‌نشان!
بین ما نام و نشانش را نمی‌داند کسی

تیرخورده، طعنه‌خورده، باز فکر جان ماست
دردهای جسم و جانش را نمی‌داند کسی

خواب از چشمش گرفته فکر فردای وطن
رنج‌های سالیانش را نمی‌داند کسی

سینه‌اش صدها روایت دارد از شب‌های امن
فاتحی که داستانش را نمی‌داند کسی

او که «سرباز وطن» تنها مدال فخر اوست
مرزهای پادگانش را نمی‌داند کسی

آه! بعد از روضه‌ها در روضه می‌ماند دلش
آرزوی بی‌کرانش را نمی‌داند کسی

زیر لب «یا لیتنا…» دارد به سمت کربلا
حاجتش، ورد زبانش را نمی‌داند کسی

با شهادت همدم است و همنشین و هم مسیر
معنی اشک روانش را نمی‌داند کسی

بی‌هیاهو بی‌صدا گرمِ نبردِ دیوهاست
رستمی که هفت‌خوانش را نمی‌داند کسی

شهر آرام است مثل دیشب و شب‌های قبل
باز قدر قهرمانش را نمی‌داند کسی
-حسن اسحاقی
🌱🤍🇮🇷

1769317172img_20260125_082937_555.jpg

موضوعات: بدون موضوع
[یکشنبه 1404-11-05] [ 08:30:00 ق.ظ ]