با خودم عهد کرده بودم در حرم امام رضا علیهالسلام چیزی نخواهم، بخصوص حوائج دنیوی!
یکبار که به زیارت رفته بودم، عبای من آنقدر پارگی داشت که در مشت میفشردم تا پارگی آن معلوم نباشد و نمیخواستم از حضرت بخواهم که وضعیت عبای من اینگونه است و آبروی من میرود، تا عبائی مرحمت کنند!
ولی پنهانی «عبا» را به ضریح نشان دادم، ولی نگفتم عبای من از بین رفته!
همینکه عبا را نشان دادم، یک نفر از پشت سر «عبا» را از دوشم برداشت و یک عبای عالی بر دوشم انداخت، برگشتم ولی کسی را ندیدم!
با خودم گفتم:
سید اسدالله! کاش به جای «عبا»، «قلبت» را به [آقا] نشان میدادی!
#شهیدِمحرابآیتاللهسیداسداللهمدنی

موضوعات: بدون موضوع
[شنبه 1404-08-24] [ 09:30:00 ق.ظ ]